ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

10

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

گاهى با سواحل كورنيش « 1 » قابل مقايسه مىدانند . ولى اين نواحى به خاطر سرسبزى و فراوانى گل و گياه ، همچنين اصالت و زيبايى آبادىهاى تاتارها و ساكنان تماشايىشان ، در نظر ما جلوه‌ى بيش‌ترى داشت . در ميان مراكز آب‌هاى معدنى و حمام‌هاى طبى كريمه ، گرمابه‌هاى يالتا نظيف‌تر و پرمشترىتر از همه است . اين وجه امتياز نيز بيش‌تر مربوط مىشود به موقعيت جغرافيايى خاص آن‌كه در دامنه‌ى سلسله جبال كريمه و در كنار خليج كوچك و بىنهايت زيبايى كه در مقياس كمى كوچك‌تر ، عينا شبيه خليج ناپل است ، واقع شده . با وجود اين ، يالتا چند سال بيش‌تر نيست كه يك دفعه شهرت پيدا كرده است . در سال 1872 يك جهانگرد آلمانى به نام بارون دوتيلمان « 2 » ، - كه بايد كليه جهانگردانى كه قصد مسافرت به قفقاز را دارند ، حتما كتاب زيباى « 3 » او را همراه داشته باشند - در يالتا جز يك مهمانخانه ييلاقى بسيار كثيف جاى ديگرى پيدا نكرده بود . درحالىكه امروز هتل‌هاى مجللى ، از جمله هتل روسيه ، در آن شهر بنا گرديده كه عموما از لحاظ راحتى و زرق و برق انگشت‌نما هستند . كشتى عازم پوتى فرداى آن روز حركت مىكرد و تا ساعت حركت كشتى ، براى ما مجال بسيار مطبوعى بود كه يك شبانه‌روز تمام در شهر گرمابه‌ها ، خاصه در رختخواب‌هاى راحت هتل ، به تلافى تكان‌هاى آزاردهنده‌ى ارابه استراحت كامل بكنيم . فرداى آن روز ، صبحگاه ، تمام‌وقت ما به سياحت و تماشاى آبشار اوخان‌سون « 4 » گذشت . اين گردشگاه از جاهاى ديدنى يالتا است ، ولى متأسفانه مدت درازى بود كه سخت دچار كم آبى شده و آب باريك آبشار نشان از خشكسالى شديد مىداد . كشتى تزاروونا « 5 » كه در ميان يالتا و پوتى رفت و آمد مىكند ، از كشتى ژنرال كوتزبو بسيار مجلل‌تر و در بين كشتىهاى شركت‌هاى دريانوردى از همه معروف‌تر است . اين كشتى از تجهيزات تجملى و رفاهى فراوانى كه در روسيه نادر است و همچنين از نظافت و تميزى

--> ( 1 ) . Corniche : سواحل درياى مديترانه در قسمت نيس ، موناكو ، مونت كارلو . م . ( 2 ) . le Baron de Thielman ( 3 ) . Streifzuge im Kaukasus in Persien und in der asiatischen Turkei . Leipzig , Dunker 1875 اين كتاب كه به زبان آلمانى نوشته شده است ، توسط بارون ارنوف ( Ernouf ) با عنوان قفقاز و ايران به فرانسه تلخيص و در سال 1880 چاپ شده است . [ توضيح از نويسنده است . ] ( 4 ) . Ukhan - Son : احتمالا « آخان سو » يعنى آب جارى . م . ( 5 ) . Cesarowna